خانواده درمانی و نظریه های خانواده درمانی

مطالب بهترین مشاوره خانواده مشهد

خانواده درمانی و نظریه های خانواده درمانی

۳۳ بازديد

خانواده درمانی مداخله‌ای میباشد که بر تغییر و تحول تعاملات فی مابین اعضای خانواده متمرکز میباشد و در آن کوشش می گردد کارکرد خانواده تحت عنوان واحدی متشکل از تک ‌تک اعضای خانواده بهبود یابد.

آندره موروئا (Andre . Maurois) معاش‌طومار نویس فرانسوی می گوید : دوست شما شیفته هوش‌تان میباشد و معشوقه شما شیفته جذابیت‌تان، ولی عشق و علاقه خانواده ادله نمی خواهد؛ شما در خانواده متولد می شوید و با اعضای آن هم‌خون می باشید. با این درحال حاضر، خانواده می تواند بیشتراز کسی که دیگری در عالم، شما‌را عصبانی نماید (سانتراک،۱۳۸۵)
“خانواده” (Family) تحت عنوان یک سیستم اجتماعی، مشتمل بر گروهی از اشخاص میباشد که از روش تزویج، تولیدمثل و رویش فرزندان با هم معاش می‌نمایند. این سیستم و سازمان اجتماعی در زمان تاریخ نقش حیاتی برای رویش و توسعه و اجتماعی‌ شدن نوع آدم اجرا نموده است. خانواده بی‌شک مهم ترین سازمانی میباشد که بسترساز پرورش و رفاه جسمی، کم عقل و اجتماعی طفل و برهان وصال او به تعادل (فیزیکی، خل وچل و اجتماعی) میباشد (وود ، ۱۹۹۶)

اجتماعی‌شدن و شناخت با مقررات، نقش‌ها و قیمت‌های فرهنگی طبیعتا در خانواده شکل می‌پذیرد (وتر و گیل ۱۹۸۷)؛ و نوباوه در تعاملات ابتدایی خویش با خانواده به یک مو جود اجتماعی تبدیل می گردد. به همین برهان هم از دیربازعملکرد خانواده آیتم اعتنا سرازیر‌شناسان بوده میباشد (والش، ۱۹۹۳)

البته خانواده خیر صرفا یک سیستم میباشد، بلکه تحت عنوان یک زیرسیستم از جامعه انسانی نیز به حساب می آید وعواملی از قبیل نژاد، حالت اقتصادی و اجتماعی، یادگرفتن، نقش جنسی، مرزوبوم محل اقامت، هجرت، مذهب، پیوندها سیاسی و مرحله چرخه معاش خانواده، برآن اثر میگذارد (کاسلو و همیاران، ۱۹۹۵)
ابهام ناشی از روش اثر و تعامل این دست اندرکاران متفاوت در صورت‌گیری ماهیت و معنی خانواده در هر تمدن، تمجید “همت خانواده”(Family Functional) یا این که “ناکارآمدی خانواده”(Dysfunctional) را نقص‌ می‌سازد (والش، ۱۹۹۳)

“کارآمد” در اصل در معنای “کارا ”(Workable) میباشد. این معنا به قضاوت درباره سودمندی الگوهای خانواده در استخراج مقصود‌ها اشاره داراست. ناکارآمدی به الگوهای خانوادگی ناسودمند و رسم تعاملات یاروهمدم با استرس و رفتارهای مرضی برمی‌خواهد شد. در شرایط‌های ایراد‌ساز، فشارزا یا این که تنش‌آمیز خانواده‌ها استرس را تجربیات می‌نمایند و اعضای خانواده درین حالت شم اندوه، تنش و عجز می‌نمایند. وضعیت استرس‌زا ممکن میباشد سیستم خانواده را مختل ‌نماید، مگراین‌که خانواده بتواند الگوی ناکارآمد جان دار خویش را با وضعیت تازه تطبیق دهد و آن را اصلاح کند (بالارد ، ۱۹۷۹). مک کوبین و همیاران (۱۹۸۰) خاطرنشان کرده‌اند استرس‌هایی که خانواده‌ها با آن ها مواجه می‌باشند به دو نوع تقسیم میگردند: طبیعی و غیرطبیعی. درین دیدگاه استرس «طبیعی» خانواده درباره‌ی با زمان‌های انتقالی به عصر والد شدن، جداشدن فرزندان، بازنشستگی و مانند آن برمی‌شود.

استرس‌های «غیرطبیعی» خانواده همدم با نبرد، بلایا، بیماری، از دست‌ دادن عضوی از خانواده، سفر و غیره میباشد. حقیقت این میباشد که در حالتی‌که یکی‌از اعضای خانواده دارنده انواع رفتاری ـ ‌خل وچل باشد، می‌اقتدار ردپای آن را در ارتباط ها خانوادگی جست‌وجو کرد. در اکثری از مورد ها گونه های رفتاری عضو خانواده مانند طفل یا این که نوجوان مستقیما از ارتباط ها اشتباه خانوادگی سرچشمه میگیرد.

سال‌ها گذشته، جمع‌ای از جاری‌معالجه‌گرها متوجه شدند که معالجه کودک ها عذروبهانه‌ای برای پدر و مادر میباشد تا خودشان جهت “رای زنی‌های درمانی” به مریض خانه مراجعه نکنند.
بخش اعظمی از متخصصان بالینی از روی در نظر گرفتن متوجه گردیده بودند این خیلی بی‌مفهوم میباشد که هفته‌ای دو ساعت روی نوباوه کارکنند و بعد از آن اورا به منزل‌ا‌ی بفرستند که تغییر و تحول نکرده میباشد‌(محیطی که درایجاد نقص‌ او نقش داشته میباشد). در فیض، اذعان کرد‌وگو با پدر و مادر در هنگام بازی کردن نوباوه در اتاق بازی مریض‌خانه متداول شد. درحقیقت بخش اعظمی از متخصصان بالینی متقاعد شدند که‌این مذاکره‌ها نقش موثری در بهبود خلق و خوی کودک ها بازی می‌نمایند تا تجربیات‌های اتاق بازی. خانواده‌هایی که دارنده کودک ها علامتی (مریض) می باشند، معمولا مراد‌های ضد و نقیضی (Contradictive) از درمانگر دارا‌هستند و خواستار آن می باشند که نماد‌های مرضی، فارغ از ساخت و ساز هرگونه تغییر و تحول در سیستم آن ها تغییر و تحول یابد.

شیوه واکنش درمانگر با این سیرتکامل تناقص‌ها، به کار گیری از یک حرفه تعاریف مجدد بدون شوخی و موءثر میباشد که به سیرتکامل‌ای علامت مرضی را به سیستم ربط میدهد که فرد نمی‌تواند فارغ از ساخت‌و‌ساز تغییر‌و تحول در دیگری در خویش تغییری ساخت و ساز نماید. با جاری ساختن اینگونه کاری درمانگر قابلیت یک اذعان کرد‌وگوی درمانی را آماده می‌سازد. در اینگونه ذکر کرد‌وگویی زمینه اساسی، دیگر طرز رفع علامت مرضی وجود ندارد، بلکه شالوده مشاجره حول پیامدها حذف آرم مرضی می چرخد. به‌این مفهوم که گفتگوی درمانی دیگر محصور به نظارت نقص‌ و مسائل مرتبط با آن، مانند مریض که می باشد؟ انگیزه آن چیست؟ و به چه شکل می‌اقتدار از دست آن خلاص شد؟، نمی شود. بلکه قضیه مهم گزینه دعوا این میباشد که سیستم خانواده به چه شکل می تواند سوای آن نقص‌ به شغل خویش ادامه دهد؟ چه عده ای در غیاب آن خلل متاثر خواهند شد؟ چه طور زیر اثر آن قرارمی‌گیرند و بالاخره این‌که‌این توشه چه‌شغل خواهند کرد؟ از روش این سیرتکامل تعریف‌و‌تمجید مجدد مدون، ذهن افراد مبتلا معضل و تلاطم مفهومی می‌گردد و به تبع آن خانواده به صورت فزاینده‌ای احساس می‌نماید که نظم دادن از روش نشان مرضی سخت می باشد و برای نظم بخشیدن به روش دیگری روی میاورد (مینو چین و فیشمن، ۱۳۸۱). این تجربیات‌های بالینی منش را برای ظهور تکان خانواده درمانی هموار کردند (فریس، ۲۰۰۲)

● تمجید خانواده درمانی
خانواده درمانی مداخله‌ای میباشد که بر تغییر تحول تعاملات در میان اعضای خانواده متمرکز میباشد و در آن کارایی می شود کارکرد خانواده تحت عنوان واحدی متشکل از تک ‌تک اعضای خانواده بهبود یابد. بالینگری که به خانواده درمانی می پردازد می کوشد الگوهای فی مابین نسلی غیرقابل انعطافی را که باعث غم در باطن اشخاص یا این که در ارتباط ها دربین شخصی میگردد، درهم بشکند. در خانواده‌ درمانی می‌اقتدار گرفتاری‌های هرمورد از اعضای خانواده را مطرح نمود. البته این طریق درمانی بیشتر بر روی خردسال ها مفید میباشد. چون حقیقت روزانه کودک ها مستقیما ذیل اثر بافت خانواده جای دارد.

بنابرنظریه نظام خانواده (Family System Theory)، خانواده واحدی میباشد که به گونه ای فعالیت می‌نماید که میانروی (هومئوستاز) تعامل‌هایش به هر قیمتی محافظت گردد. در خانواده‌ درمانی مقصود آن میباشد که الگوهای اکثر زمان ها پنهانی که تعادل این مجموعه را محافظت می‌نماید، آشکار و دسته به هدف های این سر مشق پی چیره شود. خانواده درمانگران عموما معتقدند عضوی از خانواده که برچسب مریض به وی وابستگی گرفته، کسی میباشد که از لحاظ خانواده “نقص‌” تلقی می گردد، می بایست نکوهش شود و مایحتاج میباشد امداد خواهد شد. درحال حاضر آن‌که مقصود خانواده درمانگر آن میباشد که به خانواده یاری دهد که دریابند علائم آن شخص مریض، فی‌الواقع در سرویس کارکرد محوری خانواده یعنی محافظت میانروی آن بوده میباشد. در روند خانواده درمانی الگوهای ارتباطی تکرار شونده و نهایتا قابل پیش‌بینی کشف میشود که کردار شخصی را که مریض تلقی گردیده، تداوم میبخشد و نیز رفلکس آن میباشد.

وجه لاینفک عقیده نظام خانواده درجاتی از این یقین میباشد که ارتباط زن و شوهر قویا بر ماهیت نظام اعتدالی خانواده تاثیر می‌نهد. یکی خانواده‌ درمانگران صاحب و مالک حیث این معنی را بدین شکل ذکر نموده است که زن و شوهر “معماران خانواده‌اند” (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳)

● سیر دگرگونی خانواده درمانی

خانواده درمانی در وسط قرن بیستم بهترین مشاور خانواده مشهد تحت عنوان یک معالجه پر اسم و رسم شناخته شد. بخشی از این تانی عقب افتاده جسمی سلطه طویل المدت سرازیر‌کاوی بود (فیرس، ۲۰۰۲). روانکاوی آن‌سیرتکامل که فروید به آن شکل داده بود، نقش ارتباط ها خانوادگی در رویش شخصیت را قبول داشت؛ هر چندین فوت و فن درمانی آن فردگرا بود. “آکرمن” کسی بود که شکل‌بندی‌های جاری‌کاری را در نظارت خانواده به کارگرفت و لذا یکی‌از نهاد‌گذاران خانواده درمانی به شمار می آید. “آدلر” و “سالیوان” نیز بر این حوزه رویش تاثیرگذاشته‌اند. عقیده همگانی سیستم‌ها که به وسیله زیست شناسی به اسم “برتلانفی” توصیه گردیده است، پدیده‌های ظاهرا بی‌رابطه را مولفه‌های یک نظام کلی “خویش تنظیمی” می داند که دائما در جست‌وجوی موقعیت استقرار در شرایط‌های متغیر میباشد. در ارتباط خانواده تاکید بر این مسئله میباشد که اجزا چه‌طور یک تک تک را میسازند؟ چه طور سازمان می یابند و چه طور با هم تعادل دارا‌هستند؟ (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ۱۳۸۶) همینطور دو طریقه رفتارگرایی و آدم گرایی شیوه را برای ظهور معالجه‌های دیگری در خانواده درمانی هموار کردند. از اشتباهات اشخاص تفسیرهای سیستمی به فعالیت آمد و خطاها آن ها تظاهر یک خلل خانوادگی در لحاظ دریافت شد. این بینش تازه درباره ی ایرادات بالینی بیش تر از هر جایی در مضمون‌‌بندی اختلالات خل وچل شدیدی زیرا اسکیزوفرنی مشهود بود. “تئودور لیدز” و دسته تحقیقاتی او در سبب ساز‌شناسی اسکیزوفرنی، نقش خانواده را مطرح کرده‌اند. زمانی زن و شوهری نمی‌توانند نیازهای خل وچل و هیجانی یکدیگر را رفع نمایند، یکی آنان اتحاد بیمارگونه‌ای با فرزندش برقرار می‌نماید و در غایت اسکیزوفرنی او را تسریع می‌نماید.

مشاهدات “باون” (۱۹۶۰) روی بیماران در گیر به اسکیزوفرنی که یاروهمدم با بابا و مادرشان برای مدتی در مریض‌خانه معاش می‌کردند، او را بدین فیض رساند که مجموع واحد خانواده مریض میباشد، خیر مریض. (فیرس ، ۲۰۰۲)
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بلاگ 9 ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.